آدرس جدید وبلاگ اعضای نگین غرب

21/12/87

بازدیدکنندگان عزیز
بنا بر گزارشات متعدد از سوی دوستان وباتوجه به  مشکلات فنی پیش آمده، بازدید وارائه نظر در وبلاگ  با مشکلاتی چند  مواجه شده است لذا ضمن تشکر بی کران از مدیریت وکارکنان  محترم سایت “ورد پرس”  مجبور به انتقال وبلاگ  به ادرس جدید بشرح ذیل شدیم:

www.neginegharb.mihanblog.com

منتظر ملاقات شما در آدرس جدید هستیم

وبلاگ اعضای نگین غرب

در راستای حرکتهای فرسایشی علیه اعضا

21/12/87

پیرو ارسال پیام کوتاهی جعلی توسط یکی از اعضای هیئت مدیره بنام “انجمن نگین غرب” برای شاکیان ، جمعی حدود300 نفر ازاعضا درمحل دادسرای زندان اوین کشانده شدند.ایشان ابتدا قصد داشت دراین تجمع به تبلیغ طرح انحرافی خوددرخصوص دریافت زمین پلاک پائین و ساخت واحدبپردازد که با مخالفت اکثریت اعضای هیئت مدیره مواجه ومقررشده بود تجمع صرفا” به استماع سخنان آقای راسخ – بازپرس پرونده محدود شود. شاکیان حاضر در دقایق اول تجمع متاسفانه شاهد برخورد فیزیکی یکی از عمله اکره های فروغی بنام ی علیه آقای رستمی (از اعضای فعال و ایثارگرانجمن) بودند که منجر به صدمات و جرحات جسمی شدید و انتقال ایشان به بیمارستان گردید. مامورین انتظامی با دستبند ، دستهای ناپاک وی را برای مدت یکساعت به نرده های جلوی دادسرا گره زدند تا لعن و نفرین مداوم اعضای حاضر نثار این مهره مزدبگیر فروغی مفسد شود. مدعوین تجمع برخلاف موضوع دعوت که ” بررسی راهکارهای موحود” بود، به سخنان تکراری و بی سروته جناب بازپرس درفضائی ملتهب گوش فرادادند. استفاده ایشان ازبلندگوی خراب دادسرا وقطع مکرر اندر مکرر آن بحد کافی گویای بی برنامگی وبی توجهی دستگاه قضائی به سرنوشت این پرونده مهم و ملی بود. واما درشرایطی که هنوز فرمول مربوطه نهائی نشده و رقم کارشناسی و به تبع آن طلب شاکیان مشخص نگردیده ، اصرار آقای راسخ برروی گزینه انتقال زمین بجای طلب اعضا با واکنش تند شاکیان حاضرمواجه شدکه یکصدا فریادمیزدند: ما زمین نمی خواهیم.

دراواخر سخنان ملال آورجناب بازپرس ، بخشی از جمعیت بطرف باصطلاح احیا کننده طرح نخ نمای ساخت پلاک پایین که در انتهای حیاط دادسرا مشغول رایزنی با همفکران خود بودندبراه افتادند تا فریاد اعتراض خود را نثارآنها نمایند .یکی ازخانمها فریاد میزد: ما به شما رای ندادیم که از اعتماد ما سوء استفاده کنید . خانم دیگری می گفت : شما به ما می گفتی اگر پول میخواهی فردا نبینم رفتید دنبال زمین” و خانم بعدی فرمود:اگرانجمن باطرح ساخت زمین مخالف است و اعضای هیئت مدیره میدانند یکی به داخل انها نفوذکرده،اگر ساکت بنشینند گناه کرده اند.”

آقائی دیگر که اوهم عضو انجمن بود خطاب به وی گفت :” شماباید همین امروز استعفا دهید و اگر استعفا ندهید پرونده شرکت نفت شما را برای همه اعضا افشا می کنم.”

اعتراضات اعضای انجمن بااین توضیحات بازرس قانونی انجمن قطع شد که گفت: “طرح ساخت پلاک پائین نظرشخصی این آقا

است که مورد موافقت هیئت مدیره قرار نگرفته است . درخصوص اینکه آیا شرایط عضویت در هیئت مدیره ازایشان سلب شده یا خیر، این موضوع در هیئت مدیره مطرح و به آن رسیدگی خواهدشد.” ایشان اضافه کرد : این مطالب یک بحث داخلی انجمن و موضوعی فرعی است و اینجا هم اصلا”جای این بحثها نیست و لذا اعضا بهتراست باترک دادسرا این بحثها را در مکانی مناسب مثل رپروزه انجام دهندتا مورد سوءاستفاده دشمنان قرار نگیرد.”

فقط از جنبه انسانی چند سوال درذهن نگارنده باقی مانده است و آن اینکه

1- مسئول صدمات جسمی وارده به آقای رستمی – این عضو بی ادعا و گمنام انجمن که تمام ایام نوروز را به همراه همسر و فرزندخود صرف اعتراض به نظریه ناعادلانه کارشناسی نموده و میرود تا همه شاکیان را ازبرکات خودبهره مند سازد، کیست ؟

2- آیا دعوت کنندگان اعضا به این تجمع مشکوک ،ازمحضر اعضای شریف انجمن و وجدان و خدای خود شرمسارنیستند؟

3- و سوال آخر اینکه اگر این تجمع بیحاصل برگزار نمیشد،آیا بازهم این شاکی فداکار مصدوم میشد و حیثیت انجمن و شاکیان اینچنین به بازی گرفته میشد؟!!!

بهاریه وبلاگ

21/12/87

                                                         

یامقلب القلوب و الابصار

 

سال 1387 ، سال فرصتهای ازدست رفته و طرحهای شکست خورده

بهار آمد، بیا تا داد ِعمر  ِرِفته بستانیم

  image0022

        سال 1387، سال ” نوآوری و شکوفائی ” را بدرود می گوئیم با انبوهی از وعده های تحقق نیافته دستگاه “عدلیه” و دل می سپاریم به نجوای پرستوهای بهاری که نویدمان میدهند  همه غمها و ناکامی ها را فراموش کنیم ، و دست در دست یکدیگر نغمه ای تازه سرکنیم برای پروازی بلندتر …

ما در سال 1387 به رغم یکسال تلاش صنفی خستگی ناپذیر و تجمع هفتگی سر پروژه ، متاسفانه شاهد شکست طرح 2 ماهه  رحیمی – بازپرس ويژه اسبق پرونده درمقطع 15/2/87 و  ناکامی طرح 7 ماهه دادگستری تهران در مقطع 27/8/87 بوده ایم .  اکنون در آستانه حلول سال نو ، چگونه میتوانیم  چشم امید داشته باشیم به طرح 3 ماهه و وعده های دادستان تهران که با گذشت 2 ماه از آن ، جز در یک مورد وآنهم بازداشت سلطان فتنه ، فرصت تحقق نیافته اند . . .

اگر درآستانه نوروز و نو شدن ما وطبیعت از ناکامی ها و کاستی ها گفتیم ،  برای اینست که دلمان می سوزد برای همه تلاشهای صادقانه و عرق جبین و عمر نازنینی که چه از طرف ما و چه از سوی مسئولین دلسوز به پای این طرحهای بیحاصل ریخته شدو هرطرح ، تنها بازگشتی دوباره و چند باره بوده است به نقطه صفر آغاز . . . و حالا با فرا رسیدن نوروز باستانی و آمدن بهار ، وقت آن رسیده است تا به قول سایه ” داد ِعمر  ِرِفته بستانیم”.

 

هرچند دل ِخوشی از آنهمه بی بهاری و ناکامی پی در پی طرحهای گذشته دستگاه ” قضا ” نداریم ، اما امیدوارانه دلخوشیم به آمدن بهار ، تا شاید به مدد تحول طبیعت ، قلب و فکرمان هم متحول شود. صحبت از تعییر وتحول و نوشدن است اما باید بدانیم که بدون تغییر در منش ها و روش ها  و صرفا” باتکرار دعای “یا مقلب القلوب” نمیتوانیم انتظار رسیدن به ” احسن الحال” را داشته باشیم . همان  تغییری که خدا از آن سحن گفته است : “خودرا تغییر دهید، تا سرنوشت شما را عوض کنم .”

سال 1387 هرچه بود ، با تمام  افت و خیز ها و خاطرات تلخ وشیرین گذشت و رفت . اما درسال 1388سرنوشت زمین خوردگان پروژه نگین غرب  حتما” باید عوض شود و این ممکن نیست ، مگر آنکه خود شاکیان با تدبیر و فرزانگی عزم تغییر کنند تا خدا هم راه را برای آنها هموار سازد. پس امسال درلحظه سال تحویل قبل از اینکه پای سفره زیبای هفت سین بنشینیم و حتی قبل از اینکاه ذستها را برای تلاوت دعای ” یا مقلب القلوب و الابصار” بالا ببریم ، بیائیم و از خدا بخواهیم  اتحاد و انسجام و اراده ما را برای پیمودن موفق راه دشواری که پیش رو داریم تقویت کند آنگاه خداوند هم که به ما که اراده تغییر سرنوشت خودرا کرده ایم ، توان تغییر خواهد داد.

این سنت الهی برای همه ما مقدر است . چه یک مالباخته باشیم یا یک سیاستمدار ، و چه حتی یک قاضی و دادستان وبازپرسی که اراده کرده باشد  طعم خدمت و عدالت را به جمعی از زمین خوردگان جامعه بچشاند.  

  

…………………………………………………………………………………………………………………………………….

یا مقلب القلوب ! قلب ما زمین خوردگان را در افق قبله قرار ده تا نماز دل درجانمان مدام وجانمان جانمازعشق شود.

یا مقلب القلوب و الابصار! چشمان ما را به بصیرت و گوش مسئولین پنبه به گوش را به درک حقایق پرشکوه گردان.

یا مدبر! به تدبیر خویش گره از کار فروبسته ما زمین خوردگان برگیروچنان کن که شایسته شان خلیفه اللهی شویم .

یامدبر اللیل ! شبمان را سرشار از نیایش کن و اجابت خواهش مارا ظهورمنجی بزرگ عدالت – مهدی آل محمد قرار ده .

یامدبراللیل و النهار! مارابربرابرظلم ابلیسیان شفقی  پایدار بدارتا مبادا دلمان همچون سلطان فتنه چراگاه شیطان شود.

یا محول ! در تقدیرمان تغییر مداوم را مقرر فرماو ماررا ازحضیض ایستائی به بلندای پویائی رهنمون باش. 

یامحول الحال والاحوال! ماراکمک کن تا به زیبائی قدبکشیم ودرچشم فرشتگانت ترجمه تبارک ا..احسن الخالقین شویم.

حول حالنا الی احسن الحال، پس ای مهربان ترین ! درتقدیرهمه زمین خوردگان عالم ، تغییر مقدر فرما و مارا از این احوال وارهان و به نیکوترین حال برسان .

ای رب جمیل وای محب جمال ! چنان مقرر فرما که کتاب  سرگذشت جهاد ما زمین خوردگان برضد زمین خواران  سیاه دل به خط زیبائی  تحریر شود و سرانجام ما ، سرانجام احرار باشد. 

ای  خدای نوروز ! ای صاحب لحظه های ناب عید ! روز ما را نو و درراه  احقاق حقوق بربادرفته یاریمان فرما .

 

 

گزارش تجمع26/12/87

21/12/87

به نام یزدان پاک

 

شاکیان پروژه نگین غرب با تجمعی خودجوش وتهیه طوماری با 300امضاء اعلام کردند:

 

قیمت کارشناسی عادلانه نیست!

 

فرمول دادسرا دارای ابهام است !

 

       تعدادی از شاکیان پروژه نگین غرب صبح روز دوشنبه مورخ 26/12/87 در تجمع خودجوش خود مقابل دادسرای امنیت حنب زندان اوین ضمن طرح پرسش ها و نگرانیهای موجود ، اعتراض کتبی خودرا نسبت به  نظریه هیئت کارشناسان منتتخب دادگستری و برخی ابهامات موجود در فرمول ( flow chart  ) منعکس در وب سایت دادسرای تهران ، با 300 امضاء  تسلیم  آقای متین راسخ  اعلام نمودند.

بازپرس ويژه پرونده ضمن دریافت طومار مذکور به شاکیان حاضردرتجمع گفت : “نامه اعتراض شما را همین امروز به کانون کارشناسان دادگستری ارجاع میکنیم و حتی الامکان تا 48ساعت دیگرپاسخ کتبی آنرا به شاکیان اعلام نمائیم.”

 

متن نامه اعتراضی شاکیان بشرح زیر است:

                                       

                              بسمه تعالی                               

                                                                                        تاریخ : 26/12/1387

 

ریاست محترم شعبه اول بازپرسی ویزه امنیت تهران –

جناب آقای راسخ

 

موضوع : اعتراض به نظریه هیئت کارشناسان منتخب وابهامات فرمول دادسرا 

 

      احتراما” عطف به نظریه هیئت 3 نفره کارشناسان منتخب بشماره 121 / 87 / ه مورخ 21/12/1387 منعکس در سایت sabp.ir  موضوع قیمت کارشناسی هرمترمربع یک میلیون و پنجاه هزار تومان و برخی ابهامات موجود در فرمول طرح دادسرای محترم تهران، بدینوسیله مراتب اعتراض خودرا اعلام و تقاضای تجدید کارشناسی و رفع ابهامات موجود را بر اساس واقعیات روز داریم .

یادآور می شود قیمت کارشناسی قبلی بتاریخ اردیبهشت 87 یک میلیون و هفتصد وچهل و چهارهزار تومان بوده و استعلام شفاهی اخیر از شهرداری تهران نیز یک میلیون و هشتصدهزار تومان میباشد. دیگر اینکه تاکنون تاخیر در احقاق حقوق شاکیان ناشی از عدم اجرای طرح مورخ 27/1/87 دادگستری محترم تهران میباشد که با کارشناسی مذکور خسارات سنگینی بر گرده شاکیان تحمیل خواهد شد.

در خاتمه خواسته فوری ما تعدیل و اصلاح قیمت کارشناسی تا سقف یک میلیون و هشتصد هزار تومان میباشد تا شاکیان بلاتکلیف پروزه نیز بتوانند با کمک دستگاه محترم قضائی از بی خانمانی رهائی یابند.

ضمنا” اصلاح موارد ابهام درفرمول طراحی شده دادسرا را نیز تقاضامندیم.

                                                       

        با احترام – شاکیان بلاتکلیف پروزه نگین

 

به بهانه تولد دوباره وبلاگ نگین غرب

21/12/87

.           

به نام الله ، پاسدار خون شهیدان

 

گرچه پرپرمیشوددرکوه وصحرا خون ِما

 

بازهمچون پرچم ِگلگون  براین بامیم ما

 

(به بهانه تولد دوباره وبلاگ نگین غرب)

 

   مبارزه صنفی عموما” بعنوان یکی از کم هزینه ترین و بهترین ابزارهای موجودبرای دستیابی به حقوق و مطالبات صنفی اقشارجامعه شناخته میشود.همین مبارزه مسالمت آمیزهنگامی که شکل جدی بخود میگیردو نوک تیز حمله آن منافع مالی جریانات فاسداقتصادی نظیر”شفق” راتهدید میکند، سر وکله هزینه های این مبارزه هم پیدامیشود.بنابراین باید پذیرفت که”مبارزه بدون هزینه” اساسا”وجودخارجی ندارد اما میتوان بااستفاده سنجیده از ابزارهای مدنی ودمکراتیک هزینه های این مبارزه را کاهش داد همانطوریکه ماجراجوئیهای نابجا و تندرویهای نابخردانه، موجب بالا رفتن هزینه های مبارزه میگردد.

دوسال مبارزه صنفی بی امان پیش خریداران پروزه نگین غرب برعلیه سلطان فتنه و فساد که دوران کودکی را پشت سرگذاشته و به مرحله بلوغ خودرسیده، به کلیه اعضا آموخته است که اولا” حرکت جمعی دارای چه قدرت عظیمی است و ثانیا” پرداخت هزینه های این مبارزه امری اجتناب ناپذیراست .

درجریان همین مبارزه صنفی بود که وبلاگ نگین غرب با رسالت اطلاع رسانی سالم به اعضا متولد شدو درکمترازیکسال فعالیت پرثمر خود، به رسانه ای فراگیر و پرنفوذ و تاثیرگذار تبدیل شد و همین امر،دشمنان قسم خورده پیش خریداران را به وحشت انداخت .درطول یکسال گذشته تلاش باند تبهکار فروغی برای ازکارانداختن جریان اطلاع رسانی وبلاگ بی نتیجه ماند.وبلاگ نگین غرب باید بهر قیمتی معدوم می شد و اجرای این پروزه میسر نشد تا آنکه باتحولات اخیر پرونده ، فرصت سوءاستفاده از قدرت سیاسی و نفوذاحتمالی دردستگاه قضائی برای حامیان کوردل فروغی فراهم شد.

حذف ناجوانمردانه وبلاگ نگین غرب و محروم ساختن اعضای پروزه از جریان سالم اطلاع رسانی ، البته هزینه بسیار گزاف و سنگینی بود که در یک توافق  خائنانه میان مدیران سایت blogfa و حامیان پیدا وپنهان این جریان مافیائی به زعامت فروغی مفسد بر گرده پیش خریداران تحمیل گردید واین ضایعه مصادف با جشن یکسالگی وبلاگ ،تاسف عمیق همگان را براانگیخته است.

آری ؛ وبلاگ نگین غرب نماند ، ولی در اذهان  یکایک اعضای دردمند پروزه ماندگار شد . “ماندگاری” یعنی اینکه علیرغم یورش مغول وار دشمنان حقیقت و تار ومار کردن فیزیکی وبلاگ ومعدوم کردن تمامی آرشیو مطالب و نظرات اعضا توسط اربابان زر و زور وتزویر، وبلاگ نگین غرب  ققنوس وار از دل آتش و خاکستر بسوی اعضای دردمند پروزه سر بر می آورد تا  به یاری حق بتواند دراین مرحله حساس و جدی مبارزه صنفی با ابلیسیان سیاه دل شفقی، همچنان درخدمت شما عزیزان باشد.           

 


دنبال‌کردن

هر نوشته‌ی تازه‌ای را در نامه‌دان خود دریافت نمایید.